از مکالمات این وخت شبه الی!!
همینجوری از پشت تل موندم نگاش و میگم حالا که چی؟ میگه نه جدیه سؤالم بگو دیگه! میگم خب مبارکش!! بده مگه یه مامان جدید! میگه نه یعنی دعوا و اینا؟ میگم به من چه خب! بستگی داره کی باشه چی باشه البته!! میگه آخه میدونی؟ من به نظرم هیچ مشکلی نیس اما عسل بهم میگه من در چنین صورتی قهر و دعوا و از خونه میرم و از این حرفا!! میگه تو هم اینجور آیا؟ عجیبه واسم آخه نظر عسل!! میگم نه خب من نمیرم کجا برم آخه؟؟!! یعنی مثن برم اون خونه ی بابام با اون زنش و اینا؟:دی بعدشم میگمش خب معلومه شماها نظرتون اینه!! تو اگه بابات یه زن دیگه بگیره تازه خوشحالم میشی میگی مجوزی هست واسه خودت بری دوتا دوتا....... والا!!
تهشم میگه باید با فلانی صحبت کنم!! میگم عجبببببببببببب! از اونم میخوای بپرسی؟:o یعنی این وخت شب جواب این سؤاله انقد مهم شده؟ که میگه نه باووو یه سؤال دیگه دارم ازون!! میگم چی مثن؟ متناسب با خودش میپرسی؟ مثن اگه بابات یه ماشین دیگه بخره چیکا میکنی تو؟:دی
خلاصه اینکه ایجوووووووووو...!!
حالا شماها...اگه پدرهای محترمتون یه زنه دیگه بگیرن اون وخ عکس العملتون آیا؟؟؟
پ.ن مرتبط : برداشت شوخی و جدی از متن پای خودتون!
پ.ن نامرتبط : در فرجه به سر میبریممم و تا یک هفته قبل ماه رمضان هم درگیر امتحانا!!!! کاری جز دعا که از دستتون بر نمیاد...دریغ نکنید لطفن...
فعلاً همین...
من