...
و چقدر دور خواهم بود از او در این روزهای سنگین...
و میخواهم بمانم
و باشم
تا بعدها به یاد آورم روزهای سختم را
و قدر بدانم آن همه خوشی که منتظرند تا روزهای سخت بگذرند و بزنند زیر گلویم...
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 8:8 توسط الی جون
|
من