سلام

بی مقدمه...

خیلی پیشا یه مدت هرسری که میخوابیدم یه شیش هش ده تایی از دوست و آشنا و اینا گرفته تا فامیلای درجه سه چهار حتی میومدن و بهم سر میزدن اون تو!

الان اما یه قضیه ی عکسش پیش اومده،

همینجور دوست و آشنا و فامیل و اینا! یکی یکی پیام میدن که الی خوابت رو دیدیم!!!!!!!!!!!!!!!!!

اون موقعا ترسیده بودم و میگفتم نکنه قراره بمیرم؟ یعنی میدونی؟ با خودم میگفتم همه ی  دوست و آشناها یکی یکی دارن میان به خوابم و وختی اینا تموم شن دیگه یحتمل منم تموم میشم:|

الان اما هم یکم ترسم بیشتر هست و هم اینکه دیگه فک کنم واقعن یه خبراییه:-؟؟



پ.ن : تازگیا عجیب به رنگ زرد علاقه مند شدم!!!!!!!

پ.ن : ممنون اول از همه ی دوستایی که روز تولدم رو یادشون بود و تبریک گفتن و بعدش هم از اون عزیزایی که اگرچه با تأخیر اما بالاخره تبریک گفتن و کلی خوشحالم کردن :)

 پ.ن : بوی بارون:ایکس


..........این روزها شبیه سکوتم...با کوچک ترین حرفی میشکنم